تبليغاتX
قلب یخی

/ديگر تمام شد

هميشه پيش از آنكه كه فكر كني اتفاق مي افتد

بايد براي روزنامه تسليتي بفرستيم/

لينك ثابت نوشته شده در جمعه 29 خرداد1388ساعت 1:22 توسط گل یخ |

افسانه

 شبيه افسانه ها شده اي!
ديگر همه تو را مي شناسند!
تو هم مرا از پيراهن روشن آن سالها بشناس!
چه خطوط ِ تاري
كه در گذر گريه ها بر چهره ام نشست!
چه رشته هاي سياهي
كه در انتظار ِ آمدنت سفيد شد!
چه زخمهايي كه ... بگذريم!
بگذريم!
مرا از آستين خيس ِ همان پيراهن آشنا بشناس!

 

لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 5 خرداد1388ساعت 1:1 توسط گل یخ |

ای قلب محزون من

آه ای قلب محزون من

دیدی چگونه سودا رنگ شعر گرفت

دیدی که جغرافیای فاصله را

چگونه با نوازش نگاهی میشود طی کرد

 و نادیده گرفت

دیدی که درد های کهنه را

چگونه با ترنمی میشود به یکباره فراموش کرد

دیدی که آزادی لحظه ناب سر سپردن است

دیدی که عشق یک اتفاق نیست

یک قرار قبلی است

مثل یک تفاهم ازلی از ازل بوده

و تا ابد ادامه خواهد داشت

اي قلب محزون من

لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 3 خرداد1388ساعت 19:19 توسط گل یخ |

سلام خوش آمديد