تبليغاتX
قلب یخی

چه می داند کسی؟

چه مي داند کسي شايد که او هم

دلش زير نگاه من تپيده ست

 

چه مي داند کسي شايد شبي هم

به يادم آهي از دل برکشيده ست


چه مي داند کسي شايد در آن روز

که وحشي بود و با من ناز مي کرد


دلش با صد هزاران مهرباني

به رويم در نهان در باز مي کرد

چه مي داند کسي شايد در آن شب

که چشمانش به تاريکي درخشيد


 نگاهش انتظار ديگري داشت

که يکدم در نگاهم ماند ولغزيد


 چه مي داند کسي شايد در آن روز

 که دزدانه به چشمم چشم مي دوخت


 ولي او بر زبان حرف ديگري داشت

 نگاهش از نگاهم گاه مي سوخت


 نمي دانم ولي يک نکته دانم

 که گر در انتظار من بميرد


دل دختر غروري زنده دارد

 که هرگز مهر از لب برنگيرد

لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 4 اسفند1387ساعت 10:47 توسط گل یخ |

سلام خوش آمديد